تبليغاتX
دوست دارم نامرد

دوست دارم نامرد

از تو چی مونده واسه من ....

جز یه مشت خاطره لعنتی که همش عذابم میده ...

جز احساس تنفری که بهت دارم ... ولی بازم با خودم می گم دوست دارم ....

آخه .... ۴ سال کم نیست ... نمیدونم چرا این کارو باهم کردی ...

تو دوست داری یکی دیگه پیشت باشه ... کاشکی یه  ذره دلت تنگه من بود

میدونی چه بلایی سرم آوردی ... من که جز تو هیچ کسی رو نداشتم

چه جوری دلت اومد نامرد ... من عاشقت بودم دقیقا برعکس تو

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت12:59توسط فرشته | |

 
 

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت21:6توسط فرشته | |

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود اینچنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پر پرم من
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب!
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی!!!
تو یک جمع عاشق ، تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای ! مبادا دروغ گفت؟
گذشت روزگاری ... از اون لحظه ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه؟
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟

+نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت20:25توسط فرشته | |

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد

+نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت22:2توسط فرشته | |